محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
316
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
غفلت و فراموشى بر تلاش و كوشش و عزم راسخ فرشتگان راهنمىيابد و فريبهاى شهوت ، همّتهاى بلندشان را تيرباران نمىكند . فرشتگان ، ايمان به خداى صاحب عرش را ذخيره روز بىنوايى خود قرار داده و آن هنگام كه خلق به غير خدا روى مىآورد آنها تنها متوجه پروردگار خويشند ، هيچگاه عبادت خدا را پايان نمىدهند و شوق و علاقه خود را از انجام اوامر الهى و اطاعت پروردگار سست نمىكنند . آنچه آنان را شيفته اطاعت خدا كرده بذر محبّت است كه در دل مىپرورانند و هيچگاه دل از بيم و اميد او بر نمىدارند . عوامل ترس آنها را از مسؤوليت بازنمىدارد تا در انجام وظيفه سستى ورزند ، طمعها به آنان شبيخون نزده تا تلاش دنيا را بر كار آخرت مقدّم دارند ، اعمال گذشته خود را بزرگ نمىشمارند و اگر بزرگ بشمارند اميدوارند و اميد فراوان نمىگذارد تا از پروردگار ترسى در دل داشته باشند . فرشتگان درباره پروردگار خويش به جهت وسوسههاى شيطانى اختلاف نكردهاند و برخوردهاى بد با هم نداشته و راه جدايى نگزيدهاند . كينهها و حسادتها در دلشان راه نداشته و عوامل شك و ترديد و خواهشهاى نفسانى ، آنها را از هم جدا نساخته و افكار گوناگون آنان را به تفرقه نكشانده است . فرشتگان بندگان ايمانند و طوق بندگى به گردن افكنده و هيچگاه با شك و ترديد و سستى ، آن را بر زمين نمىگذارند . در تمام آسمانها جاى پوستينى خالى نمىتوان يافت مگر آنكه فرشتهاى به سجده افتاده يا در كار و تلاش است . اطاعت فراوان آنها بر يقين و معرفتشان نسبت به پروردگار مىافزايد و عزّت خداوند عظمت او را در قلبشان بيشتر مىنمايد .